تبليغاتX
میراث زنان

میراث زنان

این وبلاگ بمنظور درج مقالات ویاداشتهای نویسنده درباره زنان ومشکلات آنان میباشد

بنظر میرسد سالهاست طیفی  از جامعه ،چه زن چه مرد به این امر معتقدند که موی زنان یا پوشش او موجب تحریک مردان میگردد. بسیاری از آنها معتقد ند که در مقابل این تحریکات «مردان هیچ گناهی ندارند »و بخصوص برخی از زنان به این دلسوزی به سود مردان دامن می زنند .بسیاری از رفتارها ی غیر اخلاقی زنان به گردن پوشش آنها انداخته میشود . حرفهایی از این قبیل « هر کسی چنین وضعی ( اشاره به ظاهر زن )را میدید مزاحم این خانم میشد » وبسیاری حرفهای دیگر که تقریبا همه روزه با آن روبروییم  بنوعی مردان را درقبال ظواهر زن تسلیم و ناتوان به حساب می آورد . این افکار عامیانه که از حمایت وسیع قشریون برخوردار است گاه از این هم فراتر رفته گناه فساد وفحشای موجود در جامعه را به گردن زنان می اندازد .در اکثریت این تصورات عامیانه مسئولیت یک زن را فراتر از ماهیت « انسانی »او در نظر می گیرند . همه جا از اوخواسته میشود که کنترل  تحریکات مردان یا« جنس مخالف » را در دست بگیرد وراه هر گونه تحریکی را بخصوص با پوشش خود بر مردان ببندد.

در اینجا چند نکته قابل طرح است :

·        نفی کشش های طبیعی در زنان وسلب مسئولیت مردان در جامعه مردسالار .زن که همه جا در جامعه مرد سالار «جنس ناتوان »،«ضعیفه »یا « جنس دوم»بشمار میرود تنها در همین جا آنچنان قدر تمند تلقی میشود که هم باید کشش های خودرا سر پوش گذارد وهم بوسیلبه «حجاب » کششهای مردان را محدود وخفه سازد.پشت این تلقی خاص از زن دو دیدگاه نهفته است : 1- اینان در نهانگاه ذهن خود طبیعت (واقعیت )جنسی برای زن قائل نیستند .یعنی اورا در داشتن آنچه طبیعت یک انسان است وشامل همه کششهای طبیعی و غرایز اوست بحساب نمی آورند ، گاه منکر آن، گاه آنرا تقبیح ، وگاهی تحقیرش می کنند .تا جایی که زن را مجبور می کنند در «حداقل»امیال خود باقی بماند یااصلا امیال خودرابه حساب نیاورد ٫آنرا نشناسد و گاهی پیدایش نکند.2- ایندسته  اذعان به غرایز زن میکنند وقبول دارند زن هم ممکن است طبیعتی همچون مرد داشته باشد ( اگرچه با اکراه میپذیرند )اما آنرا « ویرانگر» میدانند ، چه کسی میداند شاید چون سرچشمه حیات است ،بالاخره بچه در بطن اوست که شکل میگیرد واین بروز آشکار غرایز است ،آشکاری شکل گرفته شده یک رابطه است ، صحنه «عملکرد » یک فرد است وعمدتا مردانی که در باورشان هر گونه ارتباطی با زن پیش از آنکه طبیعی باشد « گناه آلود »است ،از آشکاری آن بیشتردر وحشتند وقبح آن پیش چشمشان بیشتراست .

بهرحال این زن است که میبایست حرکاتی داشته باشد که منجر به تحریک مردان نگردد ومردان بار کمترآنچه بنام گناه خوانده میشود را به عهده میگیرند.

درافکار عامیانه وقتی زنان از مردان جهت «حفظ حرمتهای انسانی »نا امید میشوند روی بخود آورده وبالاجباربار «حرمت» را یک تنه بدوش میکشند وبا توسل به پوشش بعنوان بهترین راه مسولیت سلامت جامعه راب عهده میگیرند.

 اما چه کسی میتواند تضمین کند که فردی که اهمیت حضوری زن در طبیعت را جز در« مادینگی » اونمی بیند ٫  با پوششی ولوسیاهرنگ از او صرفنظر٫ یا حرمتی بیشتر از مادینگی او بنهد واین تلقی هنگامیکه از سوی حاکمیت برگزیده میشود فاجعه بار ترشده وابعاد وسیعتری بخود میگیرد وتبدیل به انتظارات واجبار های بزرگی میشود که یکسویه به زن فشار میاورد وبه او« پوشش » میدهد.

·        اینکه حجاب وآنچه آنرا پوشش مناسب زنان نامیده اند در کنترل میزان فساد چقدر توانایی دارد امریست تحقیق نشده وغیر قابل اثبات ونیازمند یک پژوهش علمی .این سوال مطرح است که در قیاس با دورانی که پوشش اجباری وجود نداشت  میزان «فساد»واتفاقات رخ داده برای زنان کمتر بوده؟.

 

·        این پرسش وجود دارد که آیا مردان تسلیم محض ظواهر زن هستند آیا روابط میان دو جنس از دید همه مردان در مسآله تحریکات جنسی خلاصه میشود واینکه  پوشش ظاهری زن ، زن بودن اورا از خاطر مرد ان میبرد ؟واساسا آیا یک مرد به هنگام دیدن یک زن تنها زن بودنش را مدّنظر قرار می دهد این تفکر در درون خود مرد را موجودی «حیوانی »فرض میکند که فاقد «اخلاقیات»وتفکر است وبه ظاهرزنان حساس وتحریک پذیر ، آیا واقعا مردان این گونه اند ؟

 

بنظر میاید این سخن که بسیار هم از سوی ناهیان از منکر شنیده شده است که «...فکر نمیکنی با این لباست موجب تحریک مردان وجلب نگاه آنها شده ای ؟»در درجه اول جنبه های اخلاقي  مردان را زیر سوال میبرد واینکه آنها موجوداتی صرفا جنسی وناتوان از دیدار زنان میباشند وزنان باید برای حل ناتوانی مردان در کنترل٫ خود رابپوشانند واین همه راه حلی است که آقایان برای حل مشکل نا توانی خود در پیش گرفته اند .وباز هم جای این سوال است که آیا آقایانی که به مناطق آزاد(ازجهت نوع پوشش )مسافرت میکنند یا بصورت سفیر یا مسافر به  «کشورهای توسعه یا فته » در سفرند با دیدن زنان نیمه برهنه در تحریک دائم هستند ؟

واینکه آنها آنجا که نمیتوانندزنان را وادار به پوشش اجباری کنند با تحریک دائم خود چه میکنند ؟

·        مسئله ناتوانی مرد و(معضل تحریکات او) که در اینجا بارش بر دوش زنان افتاده نه تنها مردان را در قوانین در موضع ضعف قرار نمیدهد بلکه همه چیز بسیج شده است تا اساسا برای تحریکات مرد ودر نظر گرفتن اشتهای او قوانين وموارد تازه بتراشد.

حق اختیار کردن چند همسر ومسئله «صیغه » وغیره همگی صحه گذاشتن به تمایلات آنها و«طبیعی بودن » وقابل  قبول دانستن طبیعت آنها ست .

در پايان بايد گفت :

این طرز نگاه (پوشش اجباری ، نه از جهت پوشش ، از جنبه اجبار ) هم مرد را به وسواس ظاهرزن میکشاند وهم زن را به وسواس نگاه مرد وهردو رادر موقعیتی بسیار متزلزل نسبت به هم قرار داده است موقعیتی که با دستیابی یکی ( مرد ) بر دیگری (زن ) همیشه جای این ظن برای مرد هست که « زنی دیگر لقایی دیگر است » ومردان را به تلاش برای  دستیابی به موقعیتهای تازه می افکند.

 



 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط مینو  |