تبليغاتX
میراث زنان

میراث زنان

این وبلاگ بمنظور درج مقالات ویاداشتهای نویسنده درباره زنان ومشکلات آنان میباشد

همه آنچه برای« زن» از کودکی دیده ام نقش مادر ی بوده وبس: وقتی بچه ای ، همه منتظر بودند تورا با چندتا عروسک مشغول تمرین آینده ات ببینند .وقتی یک خورده بزرگ شوی عروسکهای کوچکت را خودآگاه وناخودآگاه ازت میگیرند وکارهای بزرگ دستت میدهند . مدتی بعد کارهای بزرگ را از دستت به بهانه زن بودن میگیرند وکارهای کوچک به دستت میدهند . کمی بعد تو دیگرآنقدر «بزرگ »شده ای که دیگر کسی کارهای کوچکی که هر روز میکنی نمیبیند.بعداز آن این تویی که دست از همه کارهای بزرگ وکوچک خود میکشی ودر گوشه ای در حسرت «کودکی» خود بدنبال عروسکهای تحمیلی ،کودکیهای تحمیلی ،بزرگیهای تحمیلی ونهایتا نقشهای تحمیلی ات میگردی . بعد از آن همه را با دیکته تحمیلی به کودکت می آموزی .  

تو هر روز نقش میگیری و زنانگی خود را در قالب همه این نقشها تعریف میکنی . در هر مقطعی از زندگیت ، موجوداتی که احاطه ات کرده اند ، عروسکهایت را پیش میکشند و نقشهایت را گوشوارت میکنند و همه کاستی هایی را که روز اول برایت تعریف کرده اند ، به گردنت میآویزند .تورا با گردن آویز و گوشوارت تعریف میکنند . هرروز وهر روز .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 7:43 قبل از ظهر  توسط مینو  | 

چهل روز باورنکردنی از مرگ دکتر زهرا گذشته است . دلم از دیدن گزارشي از مراسم چهلم دكتر زهرا، پزشك مقتول در همدان و مزار گل بارانش بدرد می آید ونمیتوانم  باور کنم که چقدر احمقانه جان یک زن ،یک انسان چهل روز پیش حلق آویز نظام امنیت اجتماعی مان شده است ومنکرات وبازداشتگاه و ستاد امر به معروف و... چه جای نا امنی هستند وچه زوری برای ایجاد امنیت میزنند!!!!!

امنیت زنان مدتهاست که در پوشش ظاهری خلاصه شده . در حالیکه نتایج آن بی پرده و مشخص بر همگان عیان است : عدم امنیت زنان ،با چادر وبی چادر .و حالا زهرا آرام زیر این خاک سرد خفته است ،اشکهای سوزان مادر نیز گرمایی به حقیقت تلخ خاک نمی بخشد . او از دست رفته است . فردا نوبت کیست ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط مینو  | 

فردا روز روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان است اما نمیدانم روزی که در آن مردان بخصوص مردان کشورم ، با چماق «برتری » مرد بر زن، با تکیه بر خدادادی بودن تبعیض میان زن ومرد وبیان تفاوتهای فیزیکی میان آنها هر روز بر سر زنان نکوبند را ، خواهم دید.

درشرایط اجتماعی فعلی که به عناوین مختلف تفاوتهای جسمی مرد وزن را بهانه ای برای تفاوت حقوقی آنها در نظر میگیرند وبه ادبیات و فرهنگ عامیانه  دامن زده میشود،بجای رشد وارتقائ آن در زمینه رفتار انسانی با زنان و کج ادیشی ها با حمایت قانون ، بنا بر سلیقه افرادی مشخص ، توسعه داده میشود نمیتوان به از میان رفتن خشونت علیه زنان چندان خوشبین بود.

۲۲ خرداد پار سال  بود که بخشی از زنانی که خواهان تغییر قوانین تبعیض آمیز وتحقیر آمیز جاری بودند د رمیدان هفت تیرتهران تجمع کردند . تجمع بی آزار آنان که در گوشه ای از خیابان صورت گرفته بود با خشونت و ضرب وشتم نیروی انتظامی پایان یافت ،خشونتی در ملاء عام که بر اندیشه خشونت علیه زنان وترویج آن در جامعه صحه میگذاشت .

تحقیر زنان به عنوان موجودات درجه دو در جامعه ای با قوانینی که شاءن اورا به عنوان یک انسان برابر نادیده میگیرند از پستو های کوته اندیشی گرفته تا خیابانهایی که بر هر کوی برزنش چماق «چه جوری بپوش و چه جوری بگرد» برقرار است ،بی پایان به نظر میرسد . اما دوستان ! خوب نگاه کنید از پس کوچه ای تنگ ممکن است زنی برای  جمع آوری امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیزبه سمت شما بیاید . یاری اش دهید .

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط مینو  |