وقتی دلارام علی تلاش برای احقاق حقوق زنان را آغاز کرد خوب میدانست که باید در دوجبهه بجنگد:اجتماعی که زنان ومردانش باور داشتند که زن موجودیست محدودبا حقوقی محدود.وقانونی که بر جنس دوم بودن زن نه تنها تاکید که تبلیغش میکرد.کار فرهنگی در اجتماعی که زنان را «ضعیفه »تلقی میکند چندان آسان نیست وباوراندن به زنانی که درباره خود چنین میاندیشند راهیست بس دشوار. اما دشوار تر از آن تلاش برای تغیر قوانینی است که در جریان حقوقی زن را تحقیر وله میکند.قوانینی که حاکی از «قدرت» است . قدرت نویسندگان ومجریان ومردانی که اسلام را سپر سینه خود کرده اند .سپری که اتفاقا به اندازه کافی محکم است وحافظ سینه پر کینه ایست که برابری را در پس خود نفی میکند .