تبليغاتX
میراث زنان - یه جور دیگه!

میراث زنان

این وبلاگ بمنظور درج مقالات ویاداشتهای نویسنده درباره زنان ومشکلات آنان میباشد

این یاداشت رو در میانه حرفهایی که دو نفر دیگه با هم میزدند نوشتم وبرای سایت ساغر فرستادم .اما بعید میدونم «قالبها » از خودشون بیرون بیان و کامنتم رو نشون بدند.دوست داشتم بقیه هم بخونند:

سلام دوستان عزيز م ، من بطور اتفاقي به اينجا آمدم : در پاسخي كه به نامه يكي از دوستان در سايتي ديگر ديدم به اينجا كشيده شدم .

واقعا من نميدانم انسان دين زده چرا براي خوشبختي ولااقل تلاشش در اين را ه اينقدر به قالبهاي مختلف چنگ مياندازه ودائم براي خودش كليشه ميسازه واسمش رو ميذاره «دين» ...از وحدت عالم انساني كه يك هدف وآرزوي بزرگ وخوبه حرف زده بوديد، واز بهائيت كه عامل وباعث اونه واسلام كه به حد كافي پاسخگو نيست و...

اين چار چوبها به چه درد ميخورند ؟مگر هدف به اندازه كافي جاذبه نداره كه ميخواهيم با اسم اين دين وآن دين پرزرق وبرقش كنيم ؟ مگر وحدت عالم انساني اندازه كافي براي لذت بشري خوب نيست ( بايد در اين هم به ديده شك نگريست )كه زور ميزنيم و ميخواهيم به ايده هاي اين دين وآن دين بچسبونيمش؟

آها ، شايد از نظر شما هر ديني وسايل رسيدن به اين هدفهاي عالي رو يه چيز ميدونه،وديگري چيز ديگه اي .

خب باشه ،هركسي ميخواد با هر وسيله اي كه دوست داره به مقصد برسه . اما شكل متعالي وخاص دادن به اين وسيله ها واز زبون اين خداو آن خدا(منظور اسلا م ويهوديت ومسيحيت و بهائيت و..)شيوه هايي كه به ذهن بخشي از بشريت ميرسه رو به خدا نسبت دادن ،همه اش ريا و دوري از درك چهره واقعي هستي است . به نظر من بشر بايد خودش با شجاعت پيگير مسائلش باشه وحرفهاش رو به گردن « خدا هاي » مختلف نياندازه

متشكرم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط مینو  |